خاطره: باباپیراحمد
خدايار اجاقاش کور بود و علاوه بر شغل بقالی، دعانويسی هم میکرد و خیلی هايی که بچه دار نمیشدند با دعا و سرکتاب های خدايار بچه دار شده بودند! حتی نقل بود، ايشان می تواند جنسیت نوزاد را هم تشخیص دهد. روزی که خانمی باردار از وی خواسته بود حدس بزند نوزاد دختر است يا پسر، خدايار به خانم گفته بود چند قدمی راه رفته و برگردد. سپس روبه خانم مذکور کرده و ادعا نموده بود « الله اکبر! وقتی می روی به نظرم، جنین دختر است، وقتی برمیگردی، به نظرم پسر!» از قضا آن خانم دوقلو زايید، يک دختر و يک پسر. اين شد که کار و بار خدايار از سونوگرافی هم رونق بیشتری گرفت. برای من همیشه اين علامت سئوال وجود داشت که چرا خدايار برای خودش دعا نمی نويسد تا بچه دار شود. شنیده بودم که سید وقتی برای خواستگاری آبجی گلنسا از وردنجان به بن آمد بود، قدمعلی را با خود برده بود تا او را به يک شیرينی فروشی راهنمايی کند، قدمعلی هم سید را به مغازه ی خدايار برده بود!
این بخشی از داستان های کتاب طنز نوشته دکتر مرتضی نادری هست با عنوان باباپیراحمد که به روایت خاطراتی طنز در شهر بن از سال های 63 تا 75 می پردازد.
برای تهیه این کتاب می توانید به کافی نت شهربن شهرمن واقع در خیابان ملت ,روبروی بانک رفاه مراجعه فرمایید