یوسف شیخی
نماهنگ: بچههای بِن
آتش بپا کنید
خون بپاشانید
بپاشانید
در و دیوار را
بی بی آمده است
شرف را
مجلسِ تشییع است
تشریف شرف را
عرضم به حضورتان، سوزتان
ای شیاطین دوستان
دوزخ سرشارتان
وقفه وقفه لحظه هاتان
دیگر بس است
شرف را
بی بی آمده است
ارزانی تان
بی بی جانی تان
و گوشهایم
کف زدنهای ممتدتان را
کر شدنم را
از صفیر گلوله، بمب، آژیر
از جیغِ زنان
جیغ زنان
کودک شدنم را
از… از… از…
از شدنم را
از دوزخیان، اتو کشیدگان را
بی بی آمده است
مجلسِ تشییع است
تشریفِ شرف را
و موسیقیِ ناهنجار کف زدن هاتان
چونان گلولهای
شکاف سرم را
دلم را
بی بی آمده است
شرف را
مجلسِ تشییع است
تشریف شرف را
بپاشانید
در و دیوار را
آتش بپا کنید
خون بپاشانید
بی بی آمده است
مجلسِ تشییعِ شرف را
