رمان: ایرلند،عشق،دخترموج

رمان: ایرلند،عشق،دخترموج

به نام خدا… در روزی از روز هایی که بوی خزان آذر ماه سال ۱۳۸۶ تمام شهر را در بر گرفته بود،دختری به دنیا آمد که قلم را به خاطر بخشیدن واژه هایش مقدس می‌شمرد. با چرخش روزگار که گاهی لب های شکوفه سان او را به لبخند میگشود وگاهی با تازیانه های سخت چشمان او را میزبان ابر های بارانی میکرد؛رعنا شد. بله…این دختر نازنین زهرا حیدری بنی بود که بعد ها با تخلص(اناهید) او را می خواندند.قبل از آنکه قلم به دست بگیرد و بخواهد بنویسد داستان هایی قدیمی را از زبان مادربزرگش میشنید و گلستان ذهن او از گل های لاله و نسرین پر می شد. تازه پا به سن ۸ گذاشته بود که زندگی اولین داستان تراژدی اش را به او نشان داد و این چیزی نبود جز از دست دادن همان مادربزرگ قصه گو…گر چه رفت اما یاد و عشقش انگیزه نوشتن داد…

بزرگتر که شد کتاب های داستان را می‌خواند و لذت می‌برد تا اینکه شبی کتاب رمان سیاه دل را خواند و دست به قلم شد. او به عنوان یک نویسنده برای مخاطبانش نگارش میکند اما گاهی بی مهری هایی را نیز شاهد بوده از عدم همکاری بعضی ارگان ها و توجه نشدن به نویسندگان . اما روزگار هم همیشه عزا نیست و شادی هایی هم دارد مثل نوشتن و چاپ کتاب؛آموزش مجریگری به هنرجو های مستعد؛سفر هایی خوب و پیدا کردن دوست های خارجی مثل ام البنین صادق که دوست عراقی اوست و ویژه نسبت به او ارادت دارد. و چه زود اولین کتابش با نام پیانو پا به عرصه نگارش گذاشت ،این کتاب که سبک نوشتاری آن عاشقانه بود و بیانگر عشقی خفته، خیلی زود نگاه ها را به خود جلب کرد. دیری نپایید که سحر قلم باز به سراغ این ساحر نوجوان آمد و این بار داستان با رنگ و بوی عشق؛دوری و بیماری خود را مزین کرد و نامش شد ایرلند،عشق،دختر موج دریا… بیهوده نیست که این کتاب به دلیل داشتن سبکی عاشقانه و پختگی نوشتاری و دستوری بیشتر ؛از تکامل بهتری بهره مند شد. انگیزه از نوشتن کتاب دوم خلق داستانی در جهانی واقعی برای مطالعه مخاطبان بود… در جمع تا کنون دو کتاب از این نویسنده منتشر شده و نوشتن کتاب سوم در دست اقدام است. در پایان کلام شایسته به ذکر است که بهترین سپاس ها را نثار والدینی بکنیم که چنین دختری را در دامان خود پرورانند ،همچنین تمام مهربانانی که با مهرورزی شان، انگیزه ای شدند برای پیمایش این راه بزرگ…

اهداف آینده آناهید درست مانند داستان هایش گر چه پیچیده اند اما درست در موقع به نتیجه می پیوندند، اما یکی از مهم ترین اهداف با عبارتی خلاصه میگردد: مینویسم تا بهتر شود حال جهانم…