اهل ایرانم
اهلِ ایرانم و در رگ، تبِ آرش دارم در دلِ تیرهٔ شب، شعلهی آتش دارم
مستِ جامِ علیام، شورِ ولايت دارم از حسين بن علي درسِ شهادت دارم
تختِ بیدادِ تباهکارترین دیوِ زمان قد بر افراشته تا، خون بمکد از انسان
کاوه یِ دَهرم و آتش افکنم بر دیوان اهلِ ایرانم و بر دوش، کشم بارِ جهان
سخت جانم، اگرم تا لبِ پرتگاه روم باز طوفان شوم و جانِ بلاکش دارم
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد
** بیت آخر از حافظ

دیدگاهها (۰)
اولین دیدگاه را شما بنویسید.